ميرزا أحمد الآشتياني

32

طرايف الحكم يا اندرزهاى ممتاز ( فارسى )

أوصام اليوم فيقال له : إعمل ما شئت بعدها فقد غفر لك . [ الحديث 875 تعجيل فعل الخير ] و فيه أيضا في ذلك الباب ، عن مرازم بن حكيم ، عن أبيعبد اللّه عليه السّلام قال : كان أبي يقول : إذا هممت بخير فبادر فانّك لا تدري ما يحدث . [ الحديث 876 تعجيل فعل الخير ] و فيه أيضا : في ذلك الباب ، عن هشام بن سالم ، عن أبي عبد اللّه عليه السّلام قال : إذا هممت بشيء من الخير فلا تؤخّره فإنّ اللّه عزّ و جلّ ربّما اطلع على العبد و هو على شيء من الطاعة فيقول و عزّتي و جلالي لا اعذّبك بعدها أبدا ، و إذا هممت بسيّئة فلا تعملها فانّه ربّما اطلع اللّه على العبد و هو على شيء من المعصية فيقول و عزّتي و جلالي لا أغفر لك بعدها أبدا .

--> انجام دادن كار نيكى را نمود پس آن را تأخير مياندازد ( زود بجا آورد ) به جهت آنكه بسا هست بنده نمازى را ميخواند و يا روزى را روزه ميگيرد پس به او گفته مىشود : بعد از اين آنچه را كه ميخواهى بجا آور كه تو آمرزيده‌شده‌اى ( خداوند يا فرشته‌اى از طرف او ميفرمايد آنچه را كه ميخواهى از اعمال مستحبه كم يا زياد بجا آور ، نه آنكه نسبت بواجبات و يا اجتناب از محرمات و معاصى باشد چنانچه در روايات ديگر صريحان بيان شده ) . ( 1 ) 875 - و نيز در همان كتاب و باب : از مرازم بن حكيم از حضرت صادق عليه السّلام روايت شده كه پدرم ميفرمود : هر گاه در فكر انجام دادن كار نيكى شدى و قصد آن را نمودى پس در آن شتاب نما ، زيرا نميدانى كه در آينده چه پيش مىآيد ( شايد توفيق انجام دادن آن كار نيك را بعدا نيابى ) . ( 2 ) 876 - و نيز در همان كتاب و باب : از هشام بن سالم از حضرت صادق عليه السّلام روايت شده كه فرمود : هر گاه قصد و اراده كردى كه كار خيرى را انجام دهى پس آن را بتأخير مياندازد ( و زود بجا آور ) پس همانا خداى با عزت و جلال بسا شود كه بر بنده توجه فرمايد : در حالى كه او مشغول بانجام دادن چيزى از طاعت است ( يعنى كار نيكى را بجا مىآورد ) پس خداوند ميفرمايد : بعزت و جلال خودم سوگند بعد از انجام اين طاعت هيچ وقت تو را عذاب نخواهم نمود ( زيرا آن عمل خيرى كه بجا آورده باعث توفيق اجتناب از معاصى شود و اگر معصيتى را مرتكب شود موفق بتوبه ميگردد پس خداوند او را عذاب نخواهد فرمود ) و چون كار زشت و بدى را اراده نمودى پس آن را بجا مياور ، زيرا بسا شود كه خداوند به بنده توجه فرمايد در حالى كه او مشغول و سر گرم ببعضى از گناهان است پس ميفرمايد : بعزت و جلال خودم سوگند كه هرگز تو را پس از اين عمل زشت و معصيت نمىآمرزم ( چون آن گناه موجب شود كه توفيق فرمانبردارى از خدا نيابد و در نتيجه ، واجبات را ترك نموده و از معاصى پرهيز ننمايد و تا آخر عمر هم موفق بتوبه نگردد پس خداوند هرگز او را نمىآمرزد ) .